عضد

🌐 بازو

یعنی «بازو» و در کاربردهای مجازی، «پشتیبان، یار، یا تکیه‌گاه». این واژه هم معنای جسمی دارد و هم معنای حمایتی و استعاری.

اسم (noun)

📌 استخوان بازو

📌 بازوی بالایی

جمله سازی با عضد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 انا وجدته من ضمن الانسجه المجففة في عضد الضحية.

من آن را بین بافت‌های خشک‌شده‌ی بازوی قربانی پیدا کردم.

💡 وأصابعها طويلة جدًا، كما أن الإصبع الثالث يبلغ تقريبًا نفس طول عضد الذراع.

انگشتان او بسیار بلند هستند و انگشت سوم تقریباً به اندازه طول بازو است.

💡 ولدي عضد التيتانيوم من هنا إلى هنا.

از اینجا تا اینجا یه دست تیتانیومی دارم.

کلمات مرتبط