عزب
🌐 مجرد
یعنی «مجرد، بیهمسر، تنها»؛ برای مردی بهکار میرود که ازدواج نکرده است، و در کاربردهای قدیمیتر گاهی به معنای «دور از آبادی و جدا» هم آمده است.
اسم (noun)
📌 مجرد
📌 لیسانس
صفت (adjective)
📌 مجرد
دیکشنری عربی به فارسی
📌 مجرد
جمله سازی با عزب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بقي الرجل عزب سنواتٍ طويلة بسبب انشغاله بالدراسة والسفر.
آن مرد سالها مجرد ماند، چون سرگرم درس خواندن و سفر بود.
💡 أخبرنا أنه ما زال عزب رغم بلوغه الأربعين من عمره.
او به ما گفت که با وجود چهل سال سن هنوز مجرد است.
💡 يعيش عزب في شقة صغيرة قرب مكان عمله.
عزب در آپارتمان کوچکی نزدیک محل کارش زندگی میکند.