عرج
🌐 لنگ
اسم (noun)
📌 لنگش
📌 لنگیدن
فعل (verb)
📌 لنگ
📌 گیمپ
📌 لنگیدن
جمله سازی با عرج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ألم في المفصل شديد بما فيه الكفاية لإحداث عرج أو جعل المشي صعبًا.
درد مفاصل به اندازهای شدید که باعث لنگیدن یا مشکل در راه رفتن شود.
💡 لاحظَ الطبيبُ أنَّ المريضَ يَعْرُجُ قليلًا عندَ المشيِ على الدرجِ.
پزشک متوجه شد که بیمار هنگام بالا رفتن از پلهها کمی میلنگد.
💡 الكلب الهزيل عرج على طول الشارع المهجور، باحثاً عن بقايا الطعام.
سگ لاغر و نحیف، لنگان لنگان در خیابان متروک به دنبال تکههای غذا میگشت.
💡 في الصباحِ، عَرَجَ على متجرِ الحيِّ واشترى بعضَ الحاجياتِ قبلَ العودةِ إلى البيتِ.
صبح، او به فروشگاه محله سر زد و قبل از بازگشت به خانه، مقداری از مایحتاج خود را خرید.
💡 عَرَجَ الرجلُ بعدَ الحادثِ، فاحتاجَ إلى علاجٍ طويلٍ وتأهيلٍ مناسبٍ.
این مرد پس از حادثه دچار لنگش شد و به درمان طولانی مدت و توانبخشی مناسب نیاز داشت.
💡 سنوات من ممارسة الرياضة نتج عنها عرج مزمن للعديد من اللاعبين.
سالها ورزش کردن منجر به لنگش مزمن برای بسیاری از بازیکنان شده است.