عرج

🌐 لنگ

«عرج» در عربی به معنای لَنگی، کج‌راه‌رفتن، یا ناتوانی در درست راه رفتن است. این واژه همچنین می‌تواند به «بالا رفتن» یا «صعود کردن» در برخی ساختارها و مشتقات مرتبط اشاره داشته باشد، اما معنای مشهورش بیشتر با لنگی و ناتوانی در راه رفتن پیوند دارد. در صرف عربی، «عَرِجَ» به حالتی اشاره می‌کند که شخص یا موجودی دچار عرج شده باشد.

اسم (noun)

📌 لنگش

📌 لنگیدن

فعل (verb)

📌 لنگ

📌 گیمپ

📌 لنگیدن

جمله سازی با عرج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ألم في المفصل شديد بما فيه الكفاية لإحداث عرج أو جعل المشي صعبًا.

درد مفاصل به اندازه‌ای شدید که باعث لنگیدن یا مشکل در راه رفتن شود.

💡 لاحظَ الطبيبُ أنَّ المريضَ يَعْرُجُ قليلًا عندَ المشيِ على الدرجِ.

پزشک متوجه شد که بیمار هنگام بالا رفتن از پله‌ها کمی می‌لنگد.

💡 الكلب الهزيل عرج على طول الشارع المهجور، باحثاً عن بقايا الطعام.

سگ لاغر و نحیف، لنگان لنگان در خیابان متروک به دنبال تکه‌های غذا می‌گشت.

💡 في الصباحِ، عَرَجَ على متجرِ الحيِّ واشترى بعضَ الحاجياتِ قبلَ العودةِ إلى البيتِ.

صبح، او به فروشگاه محله سر زد و قبل از بازگشت به خانه، مقداری از مایحتاج خود را خرید.

💡 عَرَجَ الرجلُ بعدَ الحادثِ، فاحتاجَ إلى علاجٍ طويلٍ وتأهيلٍ مناسبٍ.

این مرد پس از حادثه دچار لنگش شد و به درمان طولانی مدت و توانبخشی مناسب نیاز داشت.

💡 سنوات من ممارسة الرياضة نتج عنها عرج مزمن للعديد من اللاعبين.

سال‌ها ورزش کردن منجر به لنگش مزمن برای بسیاری از بازیکنان شده است.

کلمات مرتبط