عدل

🌐 عدالت

«عَدْل» به معنی دادگری، عدالت، انصاف است. این واژه یکی از مهم‌ترین مفاهیم اخلاقی و حقوقی در عربی و فارسی است و به رفتار منصفانه و رعایت حق هر کس اشاره دارد؛ همچنین می‌تواند به معنای «برابر کردن» یا «درست و متعادل بودن» هم باشد.

اسم (noun)

📌 عدالت

📌 انصاف

صفت (adjective)

📌 منصفانه

📌 اصلاح شده

اسم / فعل (noun / verb)

📌 درست

جمله سازی با عدل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ‬كما كانت تسمح ‪ ‬في عدل ومساواة ‪ ‬بمشاركة جميع‬ ‫التالميذ خالل الحصة المدرسية في الحوار واإلجابة‪.

همچنین به همه دانش‌آموزان، به طور عادلانه و برابر، اجازه می‌داد تا در طول درس مدرسه در گفتگو و پاسخگویی شرکت کنند.

💡 احترم الجميع القاض لما عُرف عنه من عدل ونزاهة في العمل.

همه به قاضی به خاطر انصاف و درستکاری‌اش که در کارش زبانزد بود، احترام می‌گذاشتند.

💡 ‬ولما تتكلمى معايا‬ ‫تتكلمى عدل وبالش العوجه الكدابه دى‪.

وقتی با من صحبت می‌کنی، منصفانه صحبت کن و از این دروغِ کج و معوج دوری کن.

💡 ‫عــدل ياســن مــن وضعيــة جســده وركــض باجتــاه البوابــة‪

یاسین وضعیت بدنش را تنظیم کرد و به سمت دروازه دوید.

💡 يجب على القاضي أن يحقق عدل بين الناس دون تمييز.

قاضی باید عدالت را بین مردم بدون تبعیض برقرار کند.

💡 طالب الناس في المظاهرة بـ عدل اجتماعي يضمن الحقوق للجميع.

مردم در این تظاهرات خواستار عدالت اجتماعی شدند که حقوق همه را تضمین کند.

💡 ‬عــدل مــن وضعيــة‬ ‫جســده ثــم ركــض ورائــه‪

حالت بدنش را تنظیم کرد و سپس به دنبالش دوید.

💡 قرأت الطالبة عن عدل النجاشي في درس السيرة النبوية.

دانش‌آموز در درس سیره پیامبر، درباره عدالت نجاشی خواند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران