ظروف

🌐 شرایط

«ظروف» جمعِ «ظرف» است و به معنای «ظرف‌ها» یا «اسباب و وسایل نگهداری» می‌آید. در کاربردهای گسترده‌تر، «ظروف» می‌تواند به «اوضاع و شرایط» نیز اشاره کند؛ مثلاً وقتی گفته می‌شود «ظروف زمانه»، مقصود شرایط و اوضاع یک دوره است، نه فقط ظرف‌های فیزیکی.

اسم (noun)

📌 وضعیت

📌 شرایط

جمله سازی با ظروف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تأخرتُ عن الموعد بسبب ظروف المرور الكثيف في وسط المدينة.

به دلیل ترافیک سنگین در مرکز شهر، دیر به قرار ملاقات رسیدم.

💡 فهمَ الطبيب ظروف المريض قبل أن يصف له العلاج المناسب.

پزشک قبل از تجویز درمان مناسب، شرایط بیمار را درک کرد.

💡 شعر الموظفون أن القرار الجديد جاء ضدنا لأنه لم يراعِ ظروف العمل.

کارمندان احساس می‌کردند که تصمیم جدید علیه آنهاست زیرا شرایط کاری را در نظر نگرفته است.

💡 تغيّرت ظروف الحياة كثيرًا بعد انتقالنا إلى المدينة الجديدة.

بعد از نقل مکان به شهر جدید، شرایط زندگی خیلی تغییر کرد.

💡 نعم، أوافق على الفكرة لأنها عملية وتناسب ظروف الفريق الحالية.

بله، من با این ایده موافقم چون عملی است و با شرایط فعلی تیم همخوانی دارد.

💡 اتخذ المدير قرارًا بعقلانية مقيدة، لأنه كان مضطرًا لمراعاة ظروف السوق الصعبة.

مدیر با عقلانیت محدودی تصمیمی گرفت، زیرا مجبور بود شرایط دشوار بازار را در نظر بگیرد.

💡 أعدك أنني سأصل في الوقت المحدد، مهما كانت ظروف الطريق أو الازدحام.

به شما قول می‌دهم که فارغ از شرایط جاده یا ترافیک، به موقع خواهم رسید.

💡 تناقش الأسرة مسألة السفر إلى الخارج بسبب ظروف العمل والدراسة المختلفة.

خانواده با توجه به شرایط مختلف کاری و تحصیلی، موضوع سفر به خارج از کشور را مطرح می‌کنند.

💡 جرى اختبار كواميني تحت ظروف خاصة لمعرفة مدى ثباتها وفاعليتها.

کوآمنی تحت شرایط ویژه آزمایش شد تا پایداری و اثربخشی آن مشخص شود.

💡 تحتاج بعض المؤسسات إلى شێوەماتی مرن يناسب ظروف العمل المتغيرة.

برخی سازمان‌ها به سیاست‌های انعطاف‌پذیری نیاز دارند که با شرایط کاری متغیر سازگار باشند.

💡 عقلنا الرسالة المتأخرة بعد أن فهمنا ظروف الزحام في المدينة.

ما پیام با تأخیر را پس از درک شرایط ازدحام ترافیک در شهر فهمیدیم.

کلمات مرتبط