طفيف
🌐 خفیف
صفت (adjective)
📌 خفیف
📌 جزئی
📌 کمی
📌 کوچک
📌 حداقل
📌 متواضع
📌 ظریف
جمله سازی با طفيف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 أجرتِ الشركةُ تعديل طفيف على سياسةِ الشحنِ بعدَ ملاحظاتِ العملاءِ المتكررةِ.
این شرکت پس از بازخورد مکرر مشتریان، سیاست حمل و نقل خود را اندکی تغییر داد.
💡 قامَ الطبيبُ بـ تعديل طفيف في الجرعةِ بعدَ مراجعةِ نتائجِ الفحوصاتِ.
پزشک پس از بررسی نتایج آزمایش، دوز دارو را کمی تنظیم کرد.
💡 التغيير هنا طفيف جدًا، لكنه قد يحدث فرقًا واضحًا في النتيجة النهائية للمشروع.
تغییر در اینجا بسیار جزئی است، اما میتواند تفاوت قابل توجهی در نتیجه نهایی پروژه ایجاد کند.
💡 يمكن أن يغير اختلاف طفيف في الطعم من متعة تناول الطعام.
یک تفاوت جزئی در طعم میتواند لذت غذا خوردن را تغییر دهد.
💡 إشار سعالُه العالي إلى اختناق طفيف بينما كان يحاول استعادة أنفاسه.
سرفههای بلندش نشان از احساس خفگی خفیفی داشت، انگار که سعی میکرد نفسش را حبس کند.
💡 يحتاجُ هذا النصُّ إلى تعديل طفيف قبلَ نشرِه في المجلةِ العلميةِ.
این متن قبل از انتشار در مجله علمی، نیاز به ویرایشهای جزئی دارد.