طشف
🌐 آفرین
طشف به معنای «خشکی، زبری، کمآبی، تنگیِ معیشت یا سختیِ زندگی» است. در عربی برای وصفِ جایی کمنعمت، بیآبوعلف یا زندگیِ سخت نیز به کار میرود.
جمله سازی با طشف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 كان السطح مغطى بـ طشف رقيق، فاحتاج إلى تنظيف دقيق.
سطح آن با یک لایه نازک پوشانده شده بود، بنابراین نیاز به تمیز کردن دقیق داشت.
💡 أزال العامل طشف الطلاء القديم قبل أن يبدأ الترميم الجديد.
کارگر قبل از شروع مرمت جدید، پوستههای رنگ قدیمی را پاک کرد.
💡 ظهرت على الجدار طبقة طشف خفيفة بسبب الرطوبة المتكررة.
به دلیل رطوبت مکرر، لایه نازکی از رطوبت روی دیوار ظاهر شد.