طبيب مساعد
🌐 پزشک دستیار
اسم (noun)
📌 دستیار پزشک
دیکشنری عربی به فارسی
📌 دستیار پزشک
جمله سازی با طبيب مساعد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ساعدَ طبيب مساعد في تجهيزِ الملفاتِ الطبيةِ قبلَ دخولِ المرضى إلى العيادةِ.
دستیار پزشک قبل از ورود بیماران به درمانگاه، به آمادهسازی پروندههای پزشکی کمک میکرد.
💡 وقالت إنها أخبرت طبيب الرعاية الأولية بما حدث، وقام طبيب مساعد بتنظيف أذنها أربع مرات.
او گفت که ماجرا را به پزشک مراقبتهای اولیهاش گفته و دستیار پزشک چهار بار گوشش را تمیز کرده است.
💡 طلبَ طبيب مساعد من المريضِ الانتظارَ قليلًا حتى يكتملَ تسجيلُ البياناتِ.
پزشک دستیار از بیمار خواست کمی صبر کند تا ورود اطلاعات تکمیل شود.
💡 1981 - 1986 طبيب مساعد في عيادة آلين للأطفال.
۱۹۸۱ تا ۱۹۸۶، دستیار پزشک در کلینیک کودکان آلن.
💡 يعملُ طبيب مساعد مع الفريقِ لتسهيلِ الإجراءاتِ وتسريعِ استقبالِ الحالاتِ.
یک پزشک دستیار با تیم همکاری میکند تا رویهها را تسهیل کرده و پذیرش موارد را تسریع بخشد.