ضبط

🌐 تنظیم کردن

«ضبط» یکی از واژه‌های بسیار مهم عربی است و به معنی کنترل، نگهداری، ثبت‌کردن، دقیق‌بودن، و مهارکردن است. در عربی و فارسی، هم در معنای «ثبت و ضبط اطلاعات» به کار می‌رود و هم در معنای «ضبط‌کردن امور» یعنی منظم‌کردن و تحت کنترل گرفتن. این واژه پایهٔ بسیاری از اصطلاحات اداری و علمی است.

جمله سازی با ضبط

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قام الشرطي بـ ضبط المخالفة بعد مراجعة الأوراق الرسمية.

مأمور پلیس پس از بررسی اسناد رسمی، تخلف را ثبت کرد.

💡 يحتاج السائق إلى ضبط السرعة قبل دخول المنعطفات الخطرة.

راننده باید قبل از ورود به پیچ‌های خطرناک، سرعت را تنظیم کند.

💡 هذه الكلمة عقو غير واضحة الاستعمال في العربية الشائعة، وقد تحتاج إلى ضبط أو توضيح أكثر.

کاربرد کلمه عقوا در زبان عربی رایج نامشخص است و ممکن است نیاز به اصلاح یا توضیح بیشتر داشته باشد.

💡 نسيتُ ضبط المنبه، فتأخرتُ عن المدرسة صباحًا.

یادم رفت زنگ ساعت را تنظیم کنم، برای همین صبح دیر به مدرسه رسیدم.

💡 من الأفضل التحقق من ضبط كلمة تضتلت قبل استخدامها في أي نص.

بهتر است قبل از استفاده از کلمه «تضلت» در هر متنی، املای آن را بررسی کنید.

💡 اگر كنت تقصد كلمة تخی فربما تحتاج إلى ضبط الإملاء الصحيح.

اگر منظورتان کلمه «takhī» بوده، شاید لازم باشد املای آن را اصلاح کنید.

💡 لم أفهم كلمة تعل بدقة، وربما تحتاج إلى ضبط أو تصحيح.

من کلمه «تعال» را دقیقاً نفهمیدم و احتمالاً نیاز به تنظیم یا اصلاح دارد.

💡 لا يُستعمل انقب كثيرًا في الكلام اليومي، لذلك يحتاج إلى ضبط أو تصحيح.

کلمه «انقاب» در گفتار روزمره زیاد استفاده نمی‌شود، بنابراین نیاز به تنظیم یا اصلاح دارد.

💡 حاول المحقق ضبط لفظ ضری أثناء مراجعة المخطوطة.

محقق ضمن بررسی نسخه خطی، سعی کرد کلمه «داری» را اصلاح کند.

💡 هذا التركيب غير شائع في العربية الفصيحة، وربما يحتاج إلى ضبط أو توضيح أكبر.

این ساختار در عربی معیار غیرمعمول است و شاید نیاز به اصلاح یا توضیح بیشتر داشته باشد.

💡 لا يبدو أن تبو كلمة فصيحة شائعة، وربما تحتاج إلى ضبط أو تفسير.

به نظر نمی‌رسد «تابو» کلمه‌ای رایج و فصیح باشد و شاید نیاز به تعدیل یا توضیح داشته باشد.