اثفن
🌐 اثفان
این واژه هم در عربی رایج نیست و بیشتر رنگوبوی لغوی / قدیمی دارد. در برخی استعمالهای کهن، واژههای شبیه به آن ممکن است به زخم، برجستگی، یا اثرِ فشار و ساییدگی بر پوست اشاره داشته باشند، ولی خود این صورت بهندرت دیده میشود.
جمله سازی با اثفن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كان المزارعُ يلاحظُ أثفن الجلدِ في راحةِ كفِّه بعد أيامِ الحصادِ.
کشاورز پس از روزهای برداشت، متوجه پینههایی روی پوست کف دست خود شد.
💡 بعدَ العملِ الطويلِ، اشتدَّ أثفن اليدينِ من كثرةِ حملِ الأدواتِ.
بعد از مدتها کار، پینههای دستها به خاطر حمل زیاد ابزار سفت شده بودند.
💡 امتلأتِ الأرضُ الحمراءُ بطبقةٍ صلبةٍ، حتى بدا أثفن السطحِ واضحًا تحتَ الأقدامِ.
خاک سرخ با لایهای سخت پر شده بود، به طوری که پینههای سطح آن به وضوح در زیر پا دیده میشد.