صفصفا
🌐 صفصفا
این واژه بهصورت کلی از «صفصف» میآید و به زمینِ کاملاً هموار، صاف و بیپستیوبلندی اشاره دارد؛ در عربیِ کلاسیک گاهی برای بیابان یا دشتِ یکدست و بیگیاه هم به کار میرود.
جمله سازی با صفصفا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سار المسافر في أرض صفصفا تحت شمس حارقة وريح جافة طوال النهار.
مسافر تمام روز زیر آفتاب سوزان و باد خشک، در زمین بایر قدم میزد.
💡 بدت الأرض صفصفا بعد الحصاد، لا شجر فيها ولا ظل يحمي العابرين.
زمین پس از برداشت محصول، لمیزرع به نظر میرسید، بدون درخت یا سایهای برای محافظت از رهگذران.
💡 وصف الشاهد السهل بأنه صفصفا ممتد حتى الأفق بلا أي معلم واضح.
شاهد، دشت را به صورت پهنهای مسطح که تا افق امتداد داشت و هیچ نشانهای واضح نداشت، توصیف کرد.