صديکل

🌐 صادقیل

این واژه در عربی رایج و معیار شناخته‌شده نیست و احتمالاً صورت نادرست‌نویسی یا واژه‌ای غیرمعمول است. اگر مقصود «صديق» یا «صديقي» باشد، به معنی دوست، رفیق یا مربوط به دوست‌بودن است.

جمله سازی با صديکل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وعدني صديکل يا بالمساعدة في المشروع إذا واجهتُ أي مشكلة.

دوستم قول داد که اگر با مشکلی مواجه شدم، در انجام پروژه به من کمک کند.

💡 لا يتحمل الموظف عب صديکل وحده، لذلك طلب مساعدة زملائه في المشروع.

کارمند نمی‌تواند بار دوستش را به تنهایی تحمل کند، بنابراین از همکارانش در این پروژه کمک گرفت.

💡 قال لي صديکل يا إنّه سيأتي مساءً ليأخذني إلى المطار.

دوستم به من گفت که عصر می‌آید تا من را به فرودگاه ببرد.

💡 طلب مني صديکل يا أن أرسل له العنوان قبل أن يغادر المنزل.

دوستم از من خواست قبل از اینکه از خانه بیرون برود، آدرس را برایش بفرستم.

💡 قابلتُ صديکل في السوق واشتريتُ معه بعض الحاجات قبل العودة إلى البيت.

من دوستم را در بازار ملاقات کردم و قبل از بازگشت به خانه، چیزهایی با او خریدم.

💡 واجه الرجل عب صديکل كبيرًا عندما اضطر إلى تغيير عمله في وقت قصير.

این مرد وقتی مجبور شد در مدت کوتاهی شغلش را تغییر دهد، با دردسر بزرگی روبرو شد.

💡 ساعدني صديکل في ترتيب الغرفة بعدما انتهينا من تنظيف المكتب.

دوستم بعد از اینکه تمیز کردن دفتر را تمام کردیم، به من کمک کرد تا اتاق را مرتب کنم.

💡 وقف صديکل قرب الباب ينتظر انتهاء الاجتماع ليخبرني بالأخبار المهمة.

صادق نزدیک در ایستاده بود و منتظر بود تا جلسه تمام شود تا بتواند خبر مهم را به من بدهد.

💡 مع كثرة المسؤوليات، شعر بأن عب صديکل يزداد عليه يومًا بعد يوم.

با افزایش مسئولیت‌ها، او احساس می‌کرد که بار دوستش روز به روز بر دوشش سنگین‌تر می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران