شقيقتي
🌐 خواهرم
اسم (noun)
📌 خواهر من
جمله سازی با شقيقتي
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وقال وهو يحدِّق إلى طعام صحنهَ : فخزانة شقيقتي مليئة بالمالبس.
او در حالی که به غذای توی بشقابش خیره شده بود گفت: کمد خواهرم پر از لباس است.
💡 اتصلت شقيقتي بي مساءً لتخبرني عن نجاحها في العمل.
خواهرم عصر با من تماس گرفت تا از موفقیتش در کارش برایم بگوید.
💡 وتطورات ج ّمة لق ْد ّ ً أن أقنعها ْ وقفت شقيقتي معي
و اتفاقات زیادی افتاد؛ من توانستم او را متقاعد کنم، و خواهرم هم از من حمایت کرد.
💡 وأن أودّع ابنة شقيقتي التي ستسافر إلى إسطنبول.
و برای خداحافظی با خواهرزادهام که به استانبول سفر خواهد کرد.
💡 أحبت شقيقتي أمل ما فعلناه في الخربة وكيف أعدنا إليها الحياة
خواهرم آمال عاشق کاری بود که ما در الخربه انجام دادیم و اینکه چطور آن را دوباره زنده کردیم.
💡 حضرت شقيقتي معي إلى السوق واشترينا بعض الكتب والملابس.
خواهرم با من به بازار آمد و چند کتاب و لباس خریدیم.