شريکه

🌐 شریک

«شريکه» نیز بسته به کاربرد و لهجه یا ساختار نوشتاری، به معنی «شریک زن»، «همکار زن» یا «شریک او» می‌آید و مانند «شريکته» معنی آن به بافت جمله وابسته است. در فارسی معمولاً «شریکش» یا «شریکِ او» ترجمه می‌شود، هرچند در زبان معیار عربی شکل دقیق‌تر باید از متن مشخص شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 شریک زندگی او

📌 شریک زندگی آنها

📌 همدست او

📌 جفتش

📌 ایمن در برابر خرابی

جمله سازی با شريکه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خاصم التاجرُ شريكه بعد أن اختلفا على توزيع الأرباح.

تاجر پس از اختلاف نظر بر سر تقسیم سود، با شریکش مشاجره کرد.

💡 ساعد شريكه في ترتيب الحسابات وإعداد التقرير الشهري.

او به شریکش در سازماندهی حساب‌ها و تهیه گزارش ماهانه کمک کرد.

💡 ناقش شريكه تفاصيل العقد قبل أن يوافق على التوقيع.

شریک او قبل از موافقت با امضا، جزئیات قرارداد را مورد بحث قرار داد.

💡 كان شريكه أكثر خبرةً منه في إدارة المشاريع الكبيرة.

شریکش در مدیریت پروژه‌های بزرگ از او باتجربه‌تر بود.

💡 أرسل التاجر رسالة عبر تلغراف إلى شريكه في المدينة المجاورة.

تاجر از طریق تلگراف پیامی برای شریکش در شهر همسایه فرستاد.

کلمات مرتبط