شدق
🌐 گونه
اسم (noun)
📌 فک
جمله سازی با شدق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 لاحظَ الطبيبُ احمرارَ شدقِ المريضِ أثناءَ الفحصِ وسألهُ عن سببِ الألم.
پزشک هنگام معاینه متوجه قرمزی گونه بیمار شد و از او در مورد علت درد پرسید.
💡 هنالك أرسل الى الامام علي رسالة قال فيها: انك لو كنت في شدق الأسد، لأحببت أن أدخل معك فيه...
در آنجا او پیامی برای امام علی فرستاد که در آن گفته بود: اگر در کام شیر بودی، دوست داشتم با تو وارد شوم...
💡 جلسَ الرجلُ صامتًا وقد ظهرتْ آثارُ التعبِ على شدقَيه بعدَ يومٍ طويلٍ من العمل.
مرد ساکت نشسته بود و نشانههای خستگی پس از یک روز کاری طولانی روی گونههایش نمایان بود.
💡 اتسعَ شدقُ الطفلِ من الضحكِ حينَ سمعَ النكتةَ التي رواها والدهُ في المساء.
وقتی کودک لطیفهای را که پدرش عصر تعریف کرده بود شنید، از خنده دهانش باز ماند.