شار

🌐 شار

«شار» در عربی می‌تواند بسته به کاربرد معانی مختلفی داشته باشد، اما در بسیاری از موارد به عنوان بخشی از اسم یا ریشه‌ای در واژه‌های دیگر می‌آید. اگر به‌صورت مستقل دیده شود، نیاز به بافت جمله دارد تا معنای دقیق آن روشن شود. در بعضی کاربردها به مفاهیمی مانند «آشکار شدن» یا «بروز کردن» نزدیک می‌شود، ولی به‌تنهایی واژه‌ای بسیار وابسته به زمینه است.

اسم (noun)

📌 خریدار

دیکشنری عربی به فارسی

📌 چار

جمله سازی با شار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حاول العمال إيقاف شار المياه قبل أن يصل إلى المخازن.

کارگران سعی کردند تانکر آب را قبل از رسیدن به انبارها متوقف کنند.

💡 طبق شار كواي تيو هو وجبتي المفضلة في مركز الباعة المحلي.

غذای چار کوای تئو غذای مورد علاقه من در مرکز خرید محلی است.

💡 انتشر شار في القرية بسرعة بعد انقطاع طويل في الكهرباء.

شر پس از یک قطعی طولانی برق به سرعت در سراسر روستا پخش شد.

💡 ‬ظل شار ًدا على غير عادته‬ ‫الجدار ينفذ من خاللها ليظفر بما يريد‪

او همچنان، برخلاف همیشه، حواسش پرت بود و از میان دیوار به بیرون نگاه می‌کرد تا چیزی را که می‌خواست به دست آورد.

💡 ‬وظل شار ًدا مغيب الذهن‬ ‫حتى سمع صوت تحية أعادته إلى الواقع فوجد نفسه في‬ ‫مقعده بزاوية بأقصى الفصل‪.

او همچنان غرق در افکارش بود و حواسش پرت، تا اینکه صدای سلامی شنید که او را به واقعیت برگرداند و خود را در گوشه‌ای در انتهای کلاس، روی صندلی‌اش یافت.

💡 ذكر المهندس أن شار الشبكة سببه ضغط زائد على الخط الرئيسي.

این مهندس اظهار داشت که اختلال در شبکه به دلیل فشار بیش از حد بر خط اصلی ایجاد شده است.

کلمات مرتبط