سلمون

🌐 ماهی سالمون

«سَلْمُون» در عربی رایج امروز معمولاً به معنای «ماهی سالمون» است و واژه‌ای وام‌گرفته از زبان‌های دیگر محسوب می‌شود. این کلمه در غذا و تجارت بسیار به کار می‌رود. البته اگر در متن قدیمی یا اسمی خاص آمده باشد، ممکن است کاربرد متفاوتی داشته باشد، اما در عربی معاصر غالباً همان «salmon» است.

اسم (noun)

📌 ماهی سالمون

📌 ماهی قزل آلا

جمله سازی با سلمون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 طلبت العائلة وجبة سلمون مشوي مع الخضار في المطعم البحري.

خانواده در رستوران غذاهای دریایی، یک غذای ماهی سالمون کبابی و سبزیجات سفارش دادند.

💡 يزدهر سلمون الكوهو في المياه الباردة والنقية في المحيط الهادئ.

ماهی سالمون کوهو در آب‌های سرد و زلال اقیانوس آرام رشد می‌کند.

💡 اصطدت سمكة سلمون المرقط الضخمة خلال رحلة الصيد الأسبوع الماضي.

هفته‌ی پیش در سفر ماهیگیری‌ام یک قزل‌آلای بزرگ گرفتم.

💡 اشترى الطباخ سلمون طازجًا من السوق لتحضير وجبة العشاء.

آشپز برای تهیه شام، ماهی سالمون تازه از بازار خرید.

💡 خلال رحلة الصيد، اصطدنا سمكة سلمون مرقط بحيري كبيرة في وقت مبكر من الصباح.

در طول سفر ماهیگیری، صبح زود یک ماهی قزل آلای دریاچه ای بزرگ گرفتیم.

💡 يحب كثير من الناس سلمون المدخن على الإفطار مع الخبز الطازج.

بسیاری از مردم ماهی سالمون دودی را برای صبحانه با نان تازه دوست دارند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران