سفارة

🌐 سفارت

«سفارة» در عربی به معنی سفارت، نمایندگی سیاسی یک کشور در کشور دیگر، و نیز منصب یا کارِ سفیر بودن است. این واژه از ریشه‌ای مرتبط با «سَفَر» آمده و در اصل به معنای واسطه‌گری و نمایندگی است. در فارسی امروز، بیشتر همان «سفارت» یا «دیپلماتیک‌بودن» را تداعی می‌کند و در متون سیاسی و اداری به کار می‌رود.

جمله سازی با سفارة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تحتاج كل سفارة إلى ملحق للتعامل مع الاتصالات والمسؤوليات المحددة.

هر سفارتخانه‌ای برای انجام ارتباطات و مسئولیت‌های خاص به یک وابسته نیاز دارد.

💡 نظّمت سفارة المملكة فعالية ثقافية لتعزيز العلاقات بين الشعبين.

سفارت پادشاهی یک رویداد فرهنگی برای ارتقای روابط بین دو ملت ترتیب داد.

💡 لدى أستراليا الآن سفارة في عاصمة المملكة المغربية، الرباط.

استرالیا اکنون در رباط، پایتخت پادشاهی مراکش، سفارتخانه دارد.

💡 تستقبل سفارة الدولة الزوار يوميًا وتقدّم لهم المعلومات اللازمة بشأن التأشيرات.

سفارت این کشور روزانه پذیرای بازدیدکنندگان است و اطلاعات لازم در مورد ویزا را در اختیار آنها قرار می‌دهد.

💡 اعتقال أسد الله أسدي رئيس مخابرات النظام الإيراني في سفارة النظام في فيينا، رابط الإرهابيين في ألمانيا

اسدالله اسدی، رئیس اطلاعات رژیم ایران، در سفارت رژیم در وین دستگیر شد؛ او با تروریست‌ها در آلمان مرتبط است.

💡 ذهبتُ إلى سفارة بلدي في الصباح لإنهاء بعض الإجراءات الإدارية المهمة.

صبح به سفارت کشورم رفتم تا چند کار اداری مهم را انجام دهم.

کلمات مرتبط