سطحی
🌐 سطح
«سطحی» در فارسی، و نیز در کاربرد عربی نزدیک به آن، به معنای «غیرعمیق»، «رویهای»، و «در حد ظاهر» است. این واژه برای توصیف فکر، دانش، بررسی، یا حتی زخم و آسیب به کار میرود؛ مثلاً «زخم سطحی» یعنی زخمی که فقط لایههای بیرونی پوست را درگیر کرده است.
صفت (adjective)
📌 سطحی
📌 سطح
📌 کمعمق
📌 طرح دار
📌 گلیب
📌 سرسری
جمله سازی با سطحی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 قدمَ المتحدثُ تحليلًا سطحيًّا للأحداثِ دونَ التعمقِ في الأسبابِ.
گوینده بدون پرداختن به دلایل، تحلیلی سطحی از وقایع ارائه داد.
💡 كانَ الحوارُ سطحيًّا رغمَ طولِ الوقتِ الذي قضيناهُ معًا.
با وجود مدت زیادی که با هم گذرانده بودیم، مکالمه سطحی بود.
💡 كثيرًا ما تؤدي القراءةُ السطحيةُ إلى فهمٍ ناقصٍ للنصوصِ.
خواندن سطحی اغلب منجر به درک ناقص متون میشود.