سَرَد
🌐 روایت
اسم (noun)
📌 روایت
📌 گفتن
📌 حساب
فعل (verb)
📌 فهرست
📌 بگو
اسم / فعل (noun / verb)
📌 بازشماری
جمله سازی با سَرَد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تحولت القصة إلى اضحوکة بين الزملاء بسبب المبالغة في سرد التفاصيل.
این داستان به دلیل اغراق در جزئیات، مایه خنده همکاران شد.
💡 كان سرد الأحداث دقيقًا وممتعًا، فخرج القراء بانطباع جيد عن الكتاب.
روایت وقایع دقیق و لذتبخش بود، بنابراین خوانندگان با برداشت خوبی از کتاب مواجه شدند.
💡 قاسم بتنهيده متذكرا سرد عليها رأى أبويه بشأن ارتباطهم.
قاسم آهی کشید و یادش آمد که نظر پدر و مادرش را در مورد رابطهشان برایش تعریف کرده باشد.
💡 بدأ الكاتب سرد القصة منذ البداية، فاستمع الحاضرون بانتباه شديد إلى كل تفصيل.
نویسنده از ابتدا شروع به روایت داستان کرد و حضار با دقت به تک تک جزئیات گوش دادند.
💡 نعم لقد قاؿ الشيخ ما قاؿ وىو مفتخرا كافتخاره بإرث جده العويسي الذي ما جلس في صدر محفل من المحافل إال سرد أخباره وعدد مآثره
بله، شیخ آنچه را که گفته بود، گفت و به آن افتخار میکرد، همانطور که به میراث پدربزرگش، العویسی، افتخار میکرد؛ کسی که هر زمان که در رأس هر جمعی مینشست، داستانها و دستاوردهایش را بازگو میکرد.
💡 أنا أتعمد سرد بعض الوقائع املهمة عليكم فال تتعجبوا هذه الطريقة ألني في مزاج غير مناسب لتنظيم أفكاري.
من عمداً دارم حقایق مهمی را به شما میگویم، پس از این روش تعجب نکنید، چون حال و حوصلهی مناسبی برای مرتب کردن افکارم ندارم.
💡 أحب الطلاب سرد الحوادث التاريخية بطريقة مرتبة وواضحة، لأنها تساعدهم على الفهم.
دانشآموزان روایت وقایع تاریخی را به شیوهای سازمانیافته و واضح دوست داشتند، زیرا به آنها در درک مطلب کمک میکرد.