سِرْج
🌐 زین
«سِرْج» به معنی زین اسب یا زینِ مرکب است؛ وسیلهای که بر پشت اسب یا حیوان سواری میگذارند تا سوار شدن آسانتر شود. این واژه در فارسی نیز به همین معنا وارد شده و در متون کهن بسیار دیده میشود.
فعل (verb)
📌 زین کردن
📌 مهار
📌 تک
📌 باسته
اسم (noun)
📌 زین جانبی
📌 رکاب
اسم / فعل (noun / verb)
📌 زین
جمله سازی با سِرْج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 كان سرج الدراجة الجلدية قديمًا، لكنه ما زال مريحًا في الاستخدام اليومي.
زین دوچرخه چرمی قدیمی بود، اما هنوز هم برای استفاده روزمره راحت بود.
💡 وضع الفارس سرج الحصان بعناية قبل أن يبدأ السباق في الميدان.
سوارکار قبل از شروع مسابقه در میدان، زین اسب را با دقت قرار داد.
💡 أصلح العامل سرج الجمل بسرعة، ثم تابع القافلة طريقها نحو الصحراء.
کارگر به سرعت زین شتر را تعمیر کرد و سپس کاروان به راه خود به سمت بیابان ادامه داد.