سجين

🌐 زندانی

«سِجّين» در قرآن آمده و به معنای جایگاه بسیار تنگ و پست، زندانِ سخت، یا در تفاسیر محل ثبت اعمال بدکاران دانسته شده است. این واژه بارِ معنایی سنگین و هولناک دارد و در برابر مفاهیمی مانند علیّین قرار می‌گیرد. در کاربرد تفسیری، نشانه‌ای از نهایتِ سقوط و تنگنا است.

اسم (noun)

📌 زندانی

📌 بازداشت شده

📌 محکوم

📌 زندان

صفت (adjective)

📌 زندانی

وجه وصفی (participle)

📌 زندانی

جمله سازی با سجين

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 طلب سجين المساعدة القانونية لإعادة النظر في الحكم الصادر بحقه.

یک زندانی برای بررسی مجدد حکمش درخواست کمک حقوقی کرد.

💡 ‫جسدي سماد مستقبلي لشوك أو زهرة عاقرة بدون عبير‬ ‫وسماد آني للعنف‬ ‫وروحي سماد سجين آخر ليس شاعرا.

تن من کود آینده برای خارها یا گلی بی ثمر و بی عطر است و کود فوری برای خشونت، و روح من کود برای زندانی دیگری است که شاعر نیست.

💡 وحيث إنه نفسه قضى أربعة أعوام في السجن بسبب ارتباطاته السياسية، يصف إربي نفسه بأنه سجين مخضرم.

ایربی که خود چهار سال را به دلیل وابستگی‌های سیاسی‌اش در زندان گذرانده، خود را یک زندانی کهنه‌کار توصیف می‌کند.

💡 التقى سجين بأسرته خلال زيارة قصيرة في نهاية الأسبوع.

یک زندانی در پایان هفته طی یک ملاقات کوتاه با خانواده‌اش ملاقات کرد.

💡 كل سجين عذب في ابو غريب هو رفيقنا.

هر زندانی که در ابوغریب شکنجه شده، رفیق ماست.

💡 قرأ الموظف ملف سجين جديد أُدخل إلى المؤسسة الإصلاحية صباحًا.

کارمند پرونده زندانی جدیدی را که صبح در کانون اصلاح و تربیت پذیرفته شده بود، خواند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران