ساهم

🌐 مشارکت

از ریشهٔ «سهم» در عربی، و معمولاً به معنای «بخشی از سرمایه یا در چیزی شریک شد» یا «سهم گرفت» می‌آید. همچنین در کاربردی دیگر می‌تواند به «سهم انداختن / قرعه‌کشی کردن» مربوط باشد، ولی معنای اصلی آن مشارکت و داشتن سهم است.

فعل (verb)

📌 کمک به

📌 شرکت کردن

📌 مشارکت

صفت (adjective)

📌 درگیر

📌 تسهیل شده

وجه وصفی (participle)

📌 کمک کرد

جمله سازی با ساهم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ‬وعن‬ ‫تفاعل الحضارات لبناء حضارة ُكلية ساهم فيها المسلمون ُمساهمة كبيرة‪

در خصوص تعامل تمدن‌ها برای ساختن یک تمدن جامع، مسلمانان سهم بسزایی در این امر داشتند.

💡 شكر الأهالي الفلاح لأنه ساهم في توفير الخضار الطازجة للسوق المحلي.

مردم محلی از کشاورز به خاطر مشارکت در عرضه سبزیجات تازه به بازار محلی تشکر کردند.

💡 بعد انتهاء المؤتمر، وجهوا الشكر لكل من ساهم في التنظيم.

پس از پایان همایش، از همه کسانی که در برگزاری این همایش مشارکت داشتند، تشکر و قدردانی شد.

💡 قابل المدير الموظفَ القديمَ بتقديرٍ كبيرٍ، لأنه ساهم في نجاح المشروع منذ بدايته.

مدیر با قدردانی فراوان از کارمند باسابقه استقبال کرد، زیرا او از زمان آغاز پروژه در موفقیت آن نقش داشته است.

💡 شكر المدير كل من ساهم في إنجاز المشروع قبل الموعد المحدد.

مدیر از همه کسانی که در تکمیل پروژه پیش از موعد مقرر مشارکت داشتند، تشکر کرد.

💡 نحن شٰكرون لكل من ساهم في نجاح الحملة الخيرية هذا العام.

از همه کسانی که در موفقیت کمپین خیریه امسال سهیم بودند، سپاسگزاریم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران