زغبر
🌐 زاغبار
واژهای کمکاربرد است و معمولاً به چیزی «آلوده به غبار، خاکآلود، یا اندکی تیره و کدر» اشاره میکند. در برخی کاربردها معنای دقیق آن بسته به بافت جمله ممکن است تغییر کند.
جمله سازی با زغبر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بدأ القماش القديم زغبر بعد الغسل المتكرر، فصار شكله أقل أناقة من قبل.
پارچه قدیمی پس از شستشوی مکرر شروع به پرز دادن کرد، بنابراین دیگر مانند قبل زیبا به نظر نمیرسید.
💡 لا تحب أمي أن زغبر الملابس، لذلك تشتري أقمشة جيدة وسهلة التنظيف.
مادرم از پرز گرفتن لباسها خوشش نمیآید، بنابراین پارچههای باکیفیت و راحت تمیز شونده میخرد.
💡 عندما زغبر السطح بسبب الغبار، اضطر العمال إلى تنظيفه قبل الطلاء.
وقتی سطح گرد و غبار میگرفت، کارگران مجبور بودند قبل از رنگآمیزی آن را تمیز کنند.