زَحَم
🌐 ازدحام
«زحم» به فشردن، تنگ کردن، یا فشار آوردن بر چیزی گفته میشود. این واژه بهویژه در معنای ایجاد تنگی و ازدحام یا تحت فشار قرار دادن به کار میرود.
فعل (verb)
📌 فشار دادن
📌 جاست
جمله سازی با زَحَم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 زحم الناسُ بابَ القاعة قبل بدء الحفل بدقائق قليلة.
مردم چند دقیقه قبل از شروع مراسم، جلوی درب سالن ازدحام کردند.
💡 زحم الزوارُ المتحفَ في يوم العطلة حتى امتلأت الممرات تمامًا.
بازدیدکنندگان در روز تعطیل در موزه ازدحام کردند تا جایی که راهروها کاملاً پر شد.
💡 زحم الركابُ الحافلةَ الصغيرةَ فاضطر بعضهم إلى الوقوف طوال الطريق.
مسافران مینیبوس را پر کردند و بعضی از آنها مجبور شدند تمام مسیر را بایستند.