زَحْلَف
🌐 زحلف
«زحلف» به نوعی لغزاندن، سر دادن، یا بهسوی پایین یا جلو حرکت دادن چیزی بر سطحی لغزنده گفته میشود. این واژه حالتی از حرکت نرم و لغزشی را میرساند.
جمله سازی با زَحْلَف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حاول الصبي زحلف إلى أعلى التلة، لكنه توقف بسبب التعب.
پسرک سعی کرد سینه خیز از تپه بالا برود، اما چون خسته بود، منصرف شد.
💡 رأيت الحيوان زحلف فوق الصخور قرب النهر ثم اختفى بسرعة.
من دیدم که حیوان روی سنگهای نزدیک رودخانه خزید و سپس به سرعت ناپدید شد.
💡 كان زحلف السطح الزلق يجعل المشي عليه خطيرًا جدًا بعد المطر.
سطح لغزنده، راه رفتن روی آن را بعد از باران بسیار خطرناک میکرد.