زَحْف

🌐 خزش

«زحف» به حرکت خزنده و آرام، یا پیشروی تدریجی در جنگ و حرکت دسته‌جمعی به‌سوی دشمن گفته می‌شود. همچنین می‌تواند به خزیدن بر زمین یا پیش رفتن آهسته و سنگین اشاره کند.

اسم (noun)

📌 خزیدن

📌 خزیده

فعل (verb)

📌 خزیدن

اسم / فعل (noun / verb)

📌 خزش

📌 پیش بردن

📌 خزیدن

جمله سازی با زَحْف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 لا، ذلك أَبُّي زَحْف البيتِ مِنْ الحانةِ.

نه، اون پدرمه که داره سینه خیز از میخونه میاد خونه.

💡 بدأ الجيش زحف ه نحو الحدود مع بزوغ الفجر.

ارتش از سپیده دم پیشروی خود را به سمت مرز آغاز کرد.

💡 ‬ولكنّه يشعرنا بأ ّن ّ‬ ‫ال أحد يعرف لماذا زحف الموت إلى القرية؟

اما این باعث می‌شود احساس کنیم که هیچ‌کس نمی‌داند چرا مرگ به روستا رخنه کرده است؟

💡 كان زحف الرمال ببطء يهدد الطريق الزراعي كل موسم.

پیشروی آهسته‌ی شن و ماسه هر فصل جاده‌ی کشاورزی را تهدید می‌کرد.

💡 ‬صباح هذا اليوم ‪ ,‬أما هو فإنه يحاول من أعماقه أن يوقف زحف السنين‪

امروز صبح، او با تمام قوا سعی دارد جلوی راهپیمایی سال ها را بگیرد.

💡 رأيت الطفل زحف على الأرض وهو يضحك داخل غرفة المعيشة.

بچه را دیدم که روی زمین می‌خزید و داخل اتاق نشیمن می‌خندید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران