زبن

🌐 زابن

«زَبَن» در عربی به معنی دفاع کردن، بازداشتن، حمایت کردن یا چیزی را دفع کردن است؛ از همین ریشه واژه‌هایی مثل «مُزاحِم شدن برای دفاع» یا «پشتیبانی» هم فهمیده می‌شود. این واژه گاهی در معنای یاری رساندن در برابر خطر یا جلوگیری از آسیب نیز به کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 الزبن

📌 الزبان

📌 آلزابن

جمله سازی با زبن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 قام الحارس زبن الزائرين عند المدخل وساعدهم في العثور على القاعة المناسبة.

نگهبان در ورودی به بازدیدکنندگان خوشامد گفت و به آنها در یافتن سالن مناسب کمک کرد.

💡 حاول الرجل أن زبن الطفل برفقٍ كي لا يقترب من الطريق.

مرد سعی کرد کودک را به آرامی از جاده دور کند.

💡 في بعض اللهجات، قد يُستعمل زبن بمعنى الدفع أو الإبعاد.

در برخی گویش‌ها، کلمه «زَبْن» ممکن است به معنای هل دادن یا دور کردن به کار رود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران