زاهق
🌐 حوصله سر رفته
«زاهق» یعنی نابودشونده، باطلشونده، رفتنی یا چیزی که ثبات ندارد و از میان میرود. این واژه بیشتر در ترکیبهایی مانند «الحق زاهق» یا «الشر زاهق» دیده میشود و بار معناییِ زوال، نابودی و ناپایداری دارد. در فارسی میتوان آن را «زایلشونده» یا «رفتنی» ترجمه کرد.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 دروغ
جمله سازی با زاهق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 رأى المتسابقُ خصمَهُ زاهقًا من شدةِ الإرهاقِ قبلَ الوصولِ إلى خطِّ النهايةِ.
رقیب قبل از رسیدن به خط پایان، حریف خود را دید که از شدت خستگی از پا افتاده بود.
💡 بدا التعبُ زاهقًا على وجهِ العاملِ بعدَ يومٍ طويلٍ من الجهدِ في الموقعِ.
کارگر پس از یک روز طولانی کار سخت در محل، خسته به نظر میرسید.
💡 وصفَ الطبيبُ الحالةَ بأنَّ المريضَ أصبحَ زاهقًا ويحتاجُ إلى راحةٍ عاجلةٍ.
پزشک وضعیت را اینگونه توصیف کرد که بیمار دچار خستگی مفرط شده و نیاز فوری به استراحت دارد.