ريس

🌐 برنج

«ريس» در عربی به‌معنای رئیس، سرکرده، یا کسی است که در رأس یک گروه قرار دارد. در گفتار روزمره‌ی برخی مناطق عربی، این واژه برای خطاب محترمانه یا اشاره به فرد صاحب‌اختیار، کشتی‌بان، یا بزرگِ یک جمع نیز به‌کار می‌رود.

اسم (noun)

📌 ریس

📌 رئیس

جمله سازی با ريس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لكن ريس يقف بجانب موقف الحكومة.

اما ریس از موضع دولت حمایت می‌کند.

💡 كنت مع ريس ورفاقه طيلة ليلة أمس...

من دیشب تمام شب با ریس و دوستانش بودم...

💡 وقف ريس الوفد على المنصة وألقى كلمة قصيرة أمام الحضور.

رئیس هیئت روی جایگاه ایستاد و سخنرانی کوتاهی برای حضار ایراد کرد.

💡 انتخبوا ريس اللجنة بعد تصويت الأعضاء في نهاية الاجتماع الرسمي.

رئیس کمیته پس از رأی‌گیری توسط اعضا در پایان جلسه رسمی انتخاب شد.

💡 تحدث ريس القرية عن احتياجات السكان أمام المسؤولين المحليين.

کدخدای روستا درباره نیازهای ساکنان با مقامات محلی صحبت کرد.

💡 الآخرون لديهم نفس الخطأ الذي كان لدى ريس لكن أنت...

بقیه هم همون اشتباهی رو دارن که ریس داشت، اما تو...

کلمات مرتبط