رعص
🌐 مارمولک
«رعص» در استعمالهای لغویِ نادر، به معنای جنباندن، تکان دادن یا حرکت شدید دادن به چیزی آمده و گاهی با مفهوم لرزش یا اضطراب حرکتی نزدیک است. این ریشه در مقایسه با «رعش» بسیار کمکاربردتر است و بسته به منبع لغوی ممکن است معنی دقیقش از «تکان شدید» تا «حرکت نامنظم» تفاوت کند.
جمله سازی با رعص
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 في الحقلِ الموحلِ، بدأَ العاملُ يرعص بحذرٍ وهو يحملُ الصندوقَ الثقيل.
در زمین گلآلود، کارگر در حالی که جعبه سنگین را حمل میکرد، با احتیاط شروع به پا کوبیدن کرد.
💡 كان السائحُ يرعص بثباتٍ في الممرِّ الصخريِّ الضيقِ بينَ الجبال.
توریست با قدمهای استوار در امتداد گذرگاه باریک سنگی بین کوهها قدم میزد.
💡 رأيتُ الراكبَ يرعص على درجِ السفينةِ حتى لا ينزلقَ بسببِ البلل.
دیدم مسافر پا روی پله های کشتی می گذارد تا به دلیل خیسی لیز نخورد.