رعش
🌐 لرزیدن
«رعش» از ریشهٔ مربوط به لرزیدن و تکان خوردن است و به معنای لرزش، رعشه و جنبش نامنظم بدن یا عضو بدن بهسبب ترس، بیماری، سرما یا هیجان بهکار میرود. این واژه حالتی را بیان میکند که در آن چیزی بهطور ناپایدار و پیدرپی میلرزد، و در کاربردهای پزشکی نیز برای اشاره به نوعی tremor یا لرزش عضلانی استعمال میشود.
فعل (verb)
📌 تکان دادن
جمله سازی با رعش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 أصابَ الفجرُ الباردُ القِفارَ، فبدأَت أطرافُ الصيادِ ترعش من شدّةِ الريحِ.
سپیده دم سردی زمین های متروک را درنوردید و اندام شکارچی از شدت باد شروع به لرزیدن کرد.
💡 بعدَ سماعِ الخبرِ المفاجئ، أخذَ صوتُ الرجلِ يرعش في منتصفِ الحديث.
بعد از شنیدن خبر تکاندهنده، صدای مرد در اواسط جملهاش شروع به لرزیدن کرد.
💡 وقفَ الطفلُ أمامَ الطبيبِ وهو يرعش خوفًا، ثم طمأنه والده سريعًا.
کودک در حالی که از ترس میلرزید، جلوی پزشک ایستاد، سپس پدرش به سرعت او را آرام کرد.