رضيعا

🌐 نوزاد

این صورت می‌تواند شکلِ وابسته به «رضيع» باشد و در بعضی بافت‌ها به‌معنای به‌صورت شیرخوار / در حالت شیرخوارگی یا صورت دستوریِ خاص از همان ریشه فهمیده شود. معنای اصلی همچنان به نوزادِ شیرخوار و وضعیت شیر خوردن مربوط است، نه به رضایت.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 نوزاد

📌 نوزاد تازه متولد شده

📌 کودک نوپا

📌 عزیزم

جمله سازی با رضيعا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حمل الأب رضيعا حديث الولادة إلى العيادة.

پدر نوزاد تازه متولد شده را به درمانگاه برد.

💡 وهذه الأرقام هي لامرأة سليمة تحمل رضيعا واحد.

این ارقام مربوط به یک زن سالم است که یک نوزاد را در شکم دارد.

💡 رأيتُ رضيعا نائمًا في عربة الأطفال.

نوزادی را دیدم که در کالسکه خوابیده بود.

💡 ‫صورة قديمة جدا لحصانين تقف بينهما‬ ‫امرأة في سن الثالثين تحمل رضيعا‪

عکسی بسیار قدیمی از دو اسب که زنی حدوداً سی و چند ساله در میان آنها ایستاده و نوزادی را در آغوش دارد.

💡 كان رضيعا يضحك حين سمع صوت أمه.

نوزادی بود که با شنیدن صدای مادرش می خندید.

کلمات مرتبط