رخصة

🌐 مجوز

«رُخصة» یعنی اجازه، مجوز، مرخصی، یا تخفیف / آسان‌گیری. در کاربرد امروزی عربی، این واژه بسیار رایج است و برای اجازه‌نامه یا پروانه هم به کار می‌رود.

اسم (noun)

📌 مجوز

📌 اجازه

📌 صدور مجوز

جمله سازی با رخصة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ‫فجميع احلقوق األدبية حمفوظة للمؤلف مبوجب رخصة املشاع‬ ‫اإلبداعي‪

کلیه حقوق مالکیت معنوی تحت مجوز Creative Commons برای نویسنده محفوظ است.

💡 ‬وتطلعات عيونه الودودة حولي اعتبرها‬ ‫تجسس لئيم وسرقة لخصوصيتي بال رخصة مني‪

نگاه دوستانه‌ی چشمانش را به اطرافم، عملی خبیثانه و جاسوسی و سرقت از حریم خصوصی‌ام بدون اجازه‌ی خودم می‌دانستم.

💡 لا يمكن فتح المشروع قبل استخراج رخصة البلدية من الجهة المختصة.

افتتاح پروژه قبل از اخذ مجوز شهرداری از مرجع ذیصلاح امکان‌پذیر نیست.

💡 طلب الشرطي من السائق إبراز رخصة السيارة عند نقطة التفتيش.

مامور پلیس از راننده خواست که گواهینامه ماشینش را در ایست بازرسی نشان دهد.

💡 لا يستطيع الشاب قيادة السيارة قانونياً قبل الحصول على رخصة القيادة.

یک مرد جوان قبل از اخذ گواهینامه رانندگی، قانوناً نمی‌تواند رانندگی کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران