رايت

🌐 من دیدم

«رايت» معمولاً صورتِ ماضیِ اول‌شخص مفرد از فعل «رأى» است؛ یعنی «دیدم». این واژه در عربی بسیار رایج است و برای بیان مشاهده، فهم، یا تشخیص به کار می‌رود. بسته به جمله، می‌تواند معنای «دیدم»، «متوجه شدم»، یا «دانستم» هم بدهد. پس معنی اصلی آن «دیدم» است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 من دیدم

📌 می بینی.

📌 من دیده‌ام

📌 دیدی.

📌 رایت

📌 من می‌بینم

جمله سازی با رايت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 في الاجتماع الطويل، رايت حتی آخر لحظة لأنني أردت معرفة القرار النهائي.

در طول جلسه طولانی، تا آخرین لحظه ماندم چون می‌خواستم تصمیم نهایی را بدانم.

💡 في المطار، رايت هل وصلت الحقائب إلى سيور الاستلام بعد الرحلة الطويلة.

در فرودگاه دیدم که چمدان‌ها پس از طی مسافت طولانی به قسمت تحویل بار رسیده‌اند.

💡 ‫ابتسم رايت وقال بعصبية‪:‬‬ ‫ابتسم رايت وقال بعصبية‪:‬‬ ‫ـ لم أقرر بعد‪.

رایت لبخندی زد و با حالتی عصبی گفت: هنوز تصمیم نگرفته‌ام.

💡 ‫مرت لحظة صمت وأحسست أنني أمقت مستر رايت من كل قلبي‪

لحظه‌ای سکوت برقرار شد و احساس کردم که از آقای رایت با تمام وجودم متنفرم.

💡 في رايت ُ هذا الرجلَ أكثرَ من مرةٍ عندَ بابِ المدرسةِ.

من این مرد را بیش از یک بار در دروازه مدرسه دیدم.

💡 في النقاش، رايت فما حدث من سوء فهم بين الطرفين كان بسيطاً.

در بحث، دیدم که سوءتفاهم بین دو طرف جزئی بود.

💡 في الصباح، رايت لقد وصل البريد الرسمي الذي كنا ننتظره منذ أيام.

صبح، دیدم که نامه رسمی که روزها منتظرش بودیم، رسیده است.

💡 في التقرير، رايت کما طلب المدير من الفريق أن يلتزموا بالخطة.

در این گزارش، رایت گفته بود که مدیر از تیم خواسته بود که به برنامه پایبند باشند.

💡 ‬ألح رايت على رؤية الكوو مما أثار قلقه فذهب‬ ‫إليه‪

رایت اصرار داشت که گاو را ببیند، که این موضوع او را نگران کرد، بنابراین به سراغ آن رفت.

💡 في الاجتماع، رايت ولکني لم أوافق على كل ما قيل هناك.

در جلسه، من دیدم، اما با تمام آنچه در آنجا گفته شد موافق نبودم.

💡 حضرَ مدير رايت المؤتمرَ التقنيَّ وشرحَ أحدثَ التطورات في نظام العمل.

مدیر رایت در کنفرانس فنی شرکت کرد و آخرین تحولات سیستم کاری را توضیح داد.

💡 في الطريق إلى المدرسة، رايت فقد الرجل مفاتيحه تحت السيارة.

در راه مدرسه، دیدم که آن مرد کلیدهایش را زیر ماشین گم کرده است.

💡 في المساء، رايت قد انتهى العمل في المكتب بشكل أسرع من المتوقع.

عصر، دیدم که کار در دفتر زودتر از آنچه انتظار داشتم تمام شده است.

کلمات مرتبط