راسه
🌐 سرش
دیکشنری عربی به فارسی
📌 سرش
📌 مغزهای او
📌 سکان
جمله سازی با راسه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 أثناء الدرس، راسه في المسألة الصعبة حتى وجد الحل أخيرًا.
در طول درس، او در مورد مسئلهی دشوار تأمل کرد تا اینکه سرانجام راه حل را پیدا کرد.
💡 في المساء، راسه في الأخبار وهو يحاول فهم ما يحدث في العالم.
عصر، سرش به اخبار چسبیده بود و سعی میکرد بفهمد در دنیا چه میگذرد.
💡 في المكتبة، راسه في الكتاب لساعات طويلة دون أن يرفع عينيه.
در کتابخانه، سرش ساعتها توی کتاب فرو رفته بود، بیآنکه چشمانش را بالا بیاورد.
💡 عند الاستراحة، راسه علی يده على الطاولة وبدأ يتحدث مع صديقه.
در زمان استراحت، سرش را روی دستش که روی میز بود گذاشت و شروع به صحبت با دوستش کرد.
💡 في الاجتماع، راسه رفع يده ليطلب الكلام أمام المدير.
در جلسه، او دستش را بلند کرد تا درخواست کند جلوی مدیر صحبت کند.
💡 في الزحام، راسه عیل حقيبته الصغيرة حتى لا تضيع.
توی شلوغی، کیف کوچکش را نزدیک سرش گرفته بود که گم نشود.
💡 لا أستطيع الجزم بمعنى راسه رايت بصيغته الحالية لأنه يبدو غير واضح.
من نمیتوانم با قطعیت بگویم که «سرش» در شکل فعلیاش به چه معناست، چون واضح به نظر نمیرسد.
💡 عندما سمع الخبر، راسه رفع رأسه ونظر إلى الجميع بثقة.
وقتی خبر را شنید، سرش را بالا گرفت و با اطمینان به همه نگاه کرد.
💡 عند باب المدرسة، راسه عیل كتبه قبل أن يدخل الفصل.
جلوی در مدرسه، قبل از اینکه وارد کلاس شود، سرش پر از کتابهایش بود.
💡 في الحفل، راسه عیل نظرة سريعة إلى الساعة ثم غادر.
در مهمانی، او نگاهی سریع به ساعتش انداخت و سپس آنجا را ترک کرد.
💡 كان راسه يؤلمه بعد يوم طويل من العمل أمام الحاسوب.
سرش بعد از یک روز طولانی کار کردن جلوی کامپیوتر درد میکرد.
💡 بعد معرفة المعنى الصحيح لـ راسه رايت يمكنني كتابة أمثلة طبيعية ومفيدة.
بعد از دانستن معنی صحیح «رسه رایت»، میتوانم مثالهای طبیعی و مفیدی بنویسم.