راسا

🌐 رسا

این واژه به‌تنهایی در عربی معیار خیلی رایج نیست و ممکن است صورتِ نوشتاریِ نادقیقِ «رأسًا» باشد. اگر منظور رأسًا باشد، به معنی «فوراً، بی‌درنگ، مستقیم» است؛ یعنی کاری بدون فاصله و تأخیر انجام می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 سر آن

📌 مستقیم

📌 سرها

📌 رسا

جمله سازی با راسا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قرر المدير أن يجيب راسا على جميع الأسئلة المطروحة في الاجتماع.

مدیر تصمیم گرفت به تمام سوالات مطرح شده در جلسه مستقیماً پاسخ دهد.

💡 ردّ المدير على راسا من دون تأجيل عندما سمع الشكوى.

مدیر بلافاصله پس از شنیدن شکایت واکنش نشان داد.

💡 قرر الطبيب على راسا تحويل المريض إلى قسم الطوارئ.

پزشک تصمیم گرفت بیمار را به اورژانس منتقل کند.

💡 تحدث الطبيب راسا مع المريض ليطمئنه بشأن نتيجة الفحوصات.

پزشک مستقیماً با بیمار صحبت کرد تا او را در مورد نتایج آزمایش مطمئن سازد.

💡 تم إلغاء الحفل على راسا بسبب سوء الأحوال الجوية.

کنسرت در راسا به دلیل بدی آب و هوا لغو شد.

💡 وصل الخبر راسا إلى الصحافة قبل أن يُعلَن رسميًا في البيان.

این خبر پیش از آنکه رسماً در بیانیه اعلام شود، مستقیماً به مطبوعات رسید.

کلمات مرتبط