ذراعي من
🌐 بازوی من از
دیکشنری عربی به فارسی
📌 بازو از
جمله سازی با ذراعي من
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ماذا لو انكسرت ذراعي من السقطة؟
اگر دستم در اثر افتادن بشکند چه؟
💡 اشتكى اللاعبُ من ذراعي من الإصابةِ بعدَ المباراةِ الصعبة.
این بازیکن پس از مسابقه سخت از مصدومیت بازوی خود شکایت داشت.
💡 شعرتُ بألمٍ في ذراعي من كثرةِ الكتابةِ طوالَ الليل.
از بس که شبها زیاد مینوشتم، دستم درد میکرد.
💡 أحتاجُ إلى الراحةِ لأنَّ ذراعي من الجهدِ أصبحتْ متعبةً جدًا.
من نیاز به استراحت دارم چون بازوهایم از شدت تلاش خیلی خسته شدهاند.
💡 لاحظت بعد التنزه ظهور طفح جلدي على ذراعي من عشبه اللبلاب السامة.
بعد از پیادهروی، متوجه جوشهایی روی دستم شدم که ناشی از پیچک سمی بود.
💡 أثناء اللعب في ألعاب الفيديو، أحيانًا أشعر بتنميل مؤقت في ذراعي من الإمساك بالتحكم.
موقع بازی کردن بازیهای ویدیویی، بعضی وقتها موقع نگه داشتن دسته بازی، یه حس مورمور شدن موقت تو دستم حس میکنم.