ذبولا
🌐 پژمرده شدن
این صورت نیز از همان ریشه است و معنایی نزدیک به پژمردهگی، فرسودگی و خشکشدن دارد. در متون عربی گاه برای توصیف حالتِ از بین رفتن تازگی یا ضعف شدید استفاده میشود.
جمله سازی با ذبولا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 رأينا الشجرةَ ذبولا في نهايةِ الصيفِ بسببِ نقصِ الأمطار.
ما دیدیم که درخت در پایان تابستان به دلیل کمبود باران خشک شد.
💡 كانت ملامحُه ذبولا بعدَ أيامٍ من السهرِ والقلقِ المستمر.
چهرهاش پس از روزها بیخوابی و نگرانی مداوم، نحیف و خسته به نظر میرسید.
💡 ظهرَتِ الوردةُ ذبولا بعدَ أن نُقلتْ من مكانِها إلى الشرفةِ الحارّة.
گل رز پس از اینکه از جایش به بالکن داغ منتقل شد، پژمرده به نظر میرسید.