ذاهبا

🌐 رفتن

یعنی «در حال رفتن» یا «رفته». این واژه معمولاً حالت نصب از اسم فاعل ذاهب است و در جمله‌هایی به کار می‌رود که حالت یا وضعیت «رفتن» را نشان دهند.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 رفتن

جمله سازی با ذاهبا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 كانا ذاهبًا إلى الجامعة وهما يتحدثان عن المشروع الجديد.

آنها داشتند به دانشگاه می‌رفتند و درباره پروژه جدیدشان صحبت می‌کردند.

💡 ‬وعلى حين فجاءه منه امسك‬ ‫قاسم بيد جودى وخرج بها ذاهبا الى مكتبه وأغلق‬ ‫الباب خلفه فى وجه مها التى كانت ترقد خلفه‪.

ناگهان قاسم دست جودی را گرفت و او را به دفترش برد و در را پشت سرش، درست جلوی روی مها که پشت سرش دراز کشیده بود، بست.

💡 ‬ما دمت ذاهبا للجامعة بأي حال فاستفد من المعلومات التي تتلقاها‪

از آنجایی که در هر صورت به دانشگاه می‌روید، از اطلاعاتی که دریافت می‌کنید نهایت استفاده را ببرید.

💡 أي عقل يختار أن يكون ًا‬ ‫أسير لشيء‪ً ,‬‬ ‫إسماعيل‪ :‬لقد كنت ذاهبا‪

کدام ذهنی حاضر است برده‌ی چیزی شود؟ اسماعیل: داشتم می‌رفتم.

💡 الطفلان ذاهبًا مع والدهما إلى الحديقة في صباح العطلة.

این دو کودک صبح یک روز تعطیل به همراه پدرشان به پارک می روند.

💡 رأيتهما ذاهبًا إلى السوق، ثم عادا بعد ساعةٍ تقريبًا.

من آنها را دیدم که به بازار می‌رفتند، سپس حدود یک ساعت بعد برگشتند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران