دلق

🌐 ریختن

دلق در عربی به جامه‌ای کهنه، ژنده، وصله‌دار یا پشمینه گفته می‌شود و در متون کهن عربی و فارسی برای توصیف لباس درویشان، زاهدان یا فقرا آمده است. این واژه گاهی بار معناییِ سادگی، فقر، و بی‌پیرایگی دارد و در ادبیات فارسی نیز به‌صورت «دلق‌پوش» یا «دلق‌پوشی» دیده می‌شود.

فعل (verb)

📌 شیب

📌 اسلاش

📌 پور

جمله سازی با دلق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وجدنا دلق ًا على باب المخزن بعد ليلةٍ عاصفةٍ جدًا.

بعد از یک شب طوفانی، روی در انبار چیزی ریخت.

💡 ارتدى العامل دلق ًا قديمًا ليتحمل المطر أثناء العمل في الخارج.

این کارگر برای مقاومت در برابر باران هنگام کار در فضای باز، یک کت قدیمی پوشیده بود.

💡 في المسرحية، ظهر الممثل مرتديًا دلق ًا ممزقًا ليجسد الفقر.

در این نمایش، بازیگر با لباسی پاره ظاهر شد تا فقر را مجسم کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران