دفترا
🌐 دفترچه یادداشت
دیکشنری عربی به فارسی
📌 دفترچه یادداشت
📌 یک پد
📌 ژورنال
📌 کاغذ پاره
📌 کتاب آهنگسازی
جمله سازی با دفترا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وجدتُ دفترا مفتوحًا على الطاولة يحتوي على ملاحظات كثيرة.
روی میز، دفترچه یادداشتی باز پیدا کردم که حاوی یادداشتهای زیادی بود.
💡 ثم أعطتني دفترا صغيرا تناولت الكتاب من يديّ
سپس یک دفترچه یادداشت کوچک به من داد و کتاب را از دستم گرفت.
💡 قبل وفاته، قدَّم لي دفترا كهدية.
قبل از فوتش، یک دفترچه یادداشت به من هدیه داد.
💡 طلبت من البائع دفترا مناسبًا للحسابات اليومية.
از فروشنده یک دفترچه یادداشت مناسب برای حسابداری روزانه خواستم.
💡 كلا، أنا فقط أتجول ممسكة دفترا وأرى ما يريد الناس تناوله
نه، من فقط با یک دفترچه یادداشت این طرف و آن طرف میروم و میبینم مردم چه غذاهایی میخواهند بخورند.
💡 أعطاني المعلم دفترا جديدًا عندما انتهى دفتري القديم.
وقتی دفترچه قدیمیام تمام شد، معلم یک دفترچه جدید به من داد.