دعص
🌐 لگدمال کردن
این واژه در عربی رایج معنای تثبیتشده و پرکاربردی ندارد و احتمال دارد صورت نادر، محلی، یا اشتباهنویسیِ واژهای دیگر باشد. برای تعیین دقیق معنی، بافت جمله یا منبع لغوی لازم است.
جمله سازی با دعص
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سمعَ الرجلُ دعص َ الحصى تحتَ أقدامِ المارةِ وهو يعبرُ الطريقَ المؤديَ إلى المسجدِ.
مرد هنگام عبور از جاده منتهی به مسجد، صدای خرد شدن سنگ ریزه ها را زیر پای رهگذران شنید.
💡 خلالَ الرحلةِ الصحراويةِ، ازدادَ دعص ُ الرياحِ حتى صارتِ الرمالُ تضربُ زجاجَ السيارةِ.
در طول سفر کویری، باد آنقدر زیاد شد که شنها شروع به برخورد به شیشه جلوی ماشین کردند.
💡 توقّفَ الفارسُ عندما شعرَ بـ دعص ٍ خفيفٍ تحتَ السرجِ، فراجعَ تجهيزاتِ الحصانِ فورًا.
سوارکار وقتی صدای ضربههای سبکی را زیر زین احساس کرد، ایستاد و فوراً تجهیزات اسب را بررسی کرد.