دَحا
🌐 داها
فعل (verb)
📌 گسترش
📌 گسترش دادن
جمله سازی با دَحا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ىا َّ ُننات دحا اْ : ؤن ؼاح بالٔاس ٨والطحمااة باحن النااغ؛ ٛيناال الى اىة والثناء بيتهخ تي السكيا.
ىا َّ ُنات دحا اْ : أُن تَجَاحَ بِلاَیاس ٨والطحماة باحن الناغ. ٛينال إلى والثناء بيتهخ تي السكيا.
💡 دحا العاملُ التربةَ حولَ الشجرةِ قبلَ أن يزرعَ الشتلةَ الجديدةَ.
کارگر قبل از کاشت نهال جدید، خاک اطراف درخت را صاف کرد.
💡 في المشروعِ الزراعيِّ، دحا الفلاحُ الأرضَ لتصبحَ صالحةً للريِّ.
در طرح کشاورزی، کشاورز زمین را تسطیح کرد تا برای آبیاری مناسب شود.
💡 دحا المهندسُ السطحَ الرمليَّ لتسهيلِ بناءِ الممرِّ المؤقّتِ.
مهندس سطح شنی را تراز کرد تا ساخت مسیر موقت تسهیل شود.