دانية
🌐 دانیا
«دانية» یعنی «نزدیک»، «فروتن»، «در دسترس» یا «آویخته و نزدیکشده». این واژه از ریشهای میآید که معنای نزدیک شدن یا پایین آمدن دارد و در عربی برای توصیف میوهی نزدیکچیدهشده، چیزی که به دسترس نزدیک است، یا شخصی با رفتار فروتنانه به کار میرود. در فارسی میتوان آن را «نزدیک» یا «فروتن» ترجمه کرد.
جمله سازی با دانية
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 أخبرتني دانية أنها تحبُّ الرسمَ في أوقاتِ الفراغ.
دانیا به من گفت که عاشق نقاشی کشیدن در اوقات فراغتش است.
💡 أرغم فاضل دانية على أن تمارس معه أفعالا جنسيّة لا تُوصف.
فاضل، دانیا را مجبور به انجام اعمال جنسی غیرقابل وصفی با او کرد.
💡 التقيتُ دانية في المعرضِ الفنيِّ أمسِ الأول.
پریروز در نمایشگاه هنری با دانیا آشنا شدم.
💡 طلب فاضل من دانية أن تسرق من أجله.
فاضل از دانیا خواست که برایش دزدی کند.
💡 كانت دانية تجلسُ قربَ النافذةِ تقرأُ كتابًا قديمًا.
دانیا نزدیک پنجره نشسته بود و یک کتاب قدیمی میخواند.