داغ
🌐 داگ
«داغ» در عربی به معنی «سوخته، سوزان، داغ و حرارتدیده» است و گاهی برای چیزی که از گرما آسیب دیده باشد به کار میرود. این واژه در فارسی هم بسیار آشناست و علاوه بر معنای حرارتی، ممکن است در کاربردهای فرهنگی و محاورهای به معنی «نشانِ سوزاندن» یا «اثرِ سوختگی» نیز فهمیده شود.
اسم (noun)
📌 داگ
📌 حفر شده
جمله سازی با داغ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 كان الجو داغ ًا جدًا في الظهيرة حتى صعب السير في الشارع.
هوا سر ظهر آنقدر گرم بود که راه رفتن در خیابان سخت بود.
💡 بقيت الأرض داغ ة بعد ساعات من تعرضها للشمس المباشرة.
زمین ساعتها پس از قرار گرفتن در معرض نور مستقیم خورشید، داغ باقی ماند.
💡 لمس الطفل السطح داغ ًا فابتعد بسرعة وهو يشتكي من الحرارة.
کودک با چوب سطح را لمس کرد، سپس به سرعت از آنجا دور شد و از گرما شکایت داشت.