خطابي

🌐 سخنرانی من

یعنی «خطابی»، «مربوط به خطاب» یا «سخنرانی‌گونه». این صفت برای چیزی به کار می‌رود که جنبه خطاب، دعوت، یا شیوه سخنوری داشته باشد، مانند «سبک خطابی» یا «لحن خطابی».

صفت (adjective)

📌 سخنورانه

📌 گفتمانی

دیکشنری عربی به فارسی

📌 گفتار من

جمله سازی با خطابي

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بعد انتهاء الندوة، شكرني الحضور على خطابي الواضح والمفيد.

پس از پایان سمینار، شرکت‌کنندگان از من به خاطر سخنرانی واضح و آموزنده‌ام تشکر کردند.

💡 حرصتُ أن يكون خطابي مختصرًا ومباشرًا حتى لا يملّ المستمعون.

سعی کردم سخنرانی‌ام کوتاه و مختصر باشد تا حوصله‌ی شنوندگان سر نرود.

💡 بدأ خطابي أمام الطلاب بتأكيد أهمية القراءة اليومية.

سخنرانی‌ام را برای دانش‌آموزان با تأکید بر اهمیت مطالعه‌ی روزانه آغاز کردم.

💡 و ان بعض الحوار خطابي و كان يستلزم على الفنانين ان يقتربوا من حافة الخشبة.

برخی از دیالوگ‌ها لفاظی بودند و ایجاب می‌کردند که اجراکنندگان به لبه صحنه نزدیک شوند.

کلمات مرتبط