خصمه

🌐 حریف او

به معنای دشمن او / طرف دعوای او است. این واژه با ضمیر «ه» ساخته شده و از شخص یا چیزی سخن می‌گوید که در برابر او قرار دارد و با او مخالفت می‌کند.

وجه وصفی (participle)

📌 کسر شده

📌 بدهکار

صفت / وجه وصفی (adjective / participle)

📌 تخفیف خورده

دیکشنری عربی به فارسی

📌 حریف او

جمله سازی با خصمه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 يصارع اللاعب خصمه بقوة في المباراة النهائية حتى آخر دقيقة.

این بازیکن در مسابقه نهایی تا آخرین لحظه با حریف خود به شدت مبارزه می‌کند.

💡 حاول المتهم إقناع خصمه بالتراجع عن الشكوى قبل وصول القضية إلى المحكمة.

متهم سعی کرد طرف مقابل خود را متقاعد کند که قبل از رسیدن پرونده به دادگاه، شکایت خود را پس بگیرد.

💡 في بعض الألعاب القديمة كان اللاعب يحاول أن يفخ خصمه بحركة مفاجئة وغير متوقعة.

در برخی از بازی‌های قدیمی، بازیکن سعی می‌کرد با یک حرکت ناگهانی و غیرمنتظره حریف خود را غافلگیر کند.

💡 لم يثق القائد بالابتسامة الخاینة التي ظهر بها خصمه قبل الاجتماع.

رهبر به لبخند خائنانه‌ای که حریفش قبل از جلسه نشان می‌داد، اعتماد نداشت.

💡 نجح اللاعب في إرباك خصمه بخطة ذكية أنهت المباراة لصالحه.

این بازیکن با یک نقشه هوشمندانه موفق شد حریف خود را گیج کند و مسابقه را به نفع خود به پایان برساند.

💡 الفريق يتغلب على خصمه بعد تدريب طويل وخطة لعب جيدة.

این تیم پس از یک جلسه تمرینی طولانی و یک برنامه بازی خوب، بر حریف خود غلبه کرد.

💡 في القصص القديمة، كان البطل أحيانًا فينتقم من خصمه بعد سنوات طويلة.

در داستان‌های کهن، گاهی قهرمان پس از سال‌ها از حریف خود انتقام می‌گرفت.

کلمات مرتبط