خرقا

🌐 نقض

«خرقا» شکل مؤنث یا صفتی از ریشه «خرق» است و بسته به سیاق می‌تواند به معنای نادان، خام، بی‌تدبیر، یا کسی که با بی‌احتیاطی و بی‌مهارتی عمل می‌کند باشد. گاهی نیز در زبان عربی، به شخصی گفته می‌شود که رفتار او تند، بی‌رویه یا ناشیانه است. این واژه بیشتر بار وصفی و نکوهشی دارد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 نقضِ

📌 در نقض

📌 نقضی از

📌 نقض های

جمله سازی با خرقا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 رأى العاملُ خرقا صغيرًا في القماشِ قبلَ أنْ يرسِلَهُ إلى المخزنِ.

کارگر قبل از ارسال پارچه به انبار، پارگی کوچکی در آن دید.

💡 وقد يكون تصرف الدول الأعضاء قد خرقا التزاما مختلفا.

اقدامات کشورهای عضو ممکن است تعهد متفاوتی را نقض کرده باشد.

💡 أصلحَ الخياطةُ خرقا واضحًا في الحقيبةِ خلالَ دقائقَ.

خیاط در عرض چند دقیقه پارگی واضحی را در کیف تعمیر کرد.

💡 غير أن أياً من هذه الأنشطة سيشكل خرقا لنظام الجزاءات.

با این حال، هر یک از این فعالیت‌ها نقض رژیم تحریم‌ها محسوب می‌شود.

💡 في نهايةِ اليومِ، ظهرتْ خرقا كثيرةٌ في الثوبِ القديمِ.

در پایان روز، پارگی‌های زیادی در لباس قدیمی نمایان شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران