حوم
🌐 شناور
«حوم» از ریشهای عربی به معنای گرد آمدن، گردیدن، و رفتوآمد در پیرامون چیزی است. در کاربردهای لغوی، به «اطراف»، «حومه» یا «پیرامون» اشاره دارد. در فارسی، نزدیکترین معنا برای آن «گرداگرد»، «حومه» یا «پیرامون» است.
فعل (verb)
📌 شناور
جمله سازی با حوم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شاهدنا طائرةً حوم في السماء عدة دقائق ثم اختفت خلف الغيوم.
ما دیدیم که یک هواپیما برای چند دقیقه در آسمان معلق ماند و سپس پشت ابرها ناپدید شد.
💡 استمرّ الطفل حوم حول الحديقة وهو يبحث عن كرة اللعب.
کودک همچنان در باغ به دنبال توپ میگشت.
💡 بدأ الطائر حوم فوق الساحة قبل أن يهبط قرب الشجرة العالية.
پرنده قبل از اینکه نزدیک درخت بلند فرود بیاید، شروع به پرواز بر فراز میدان کرد.
💡 لكن بدون قدرة حوم سيكون ذلك حكرا على المتمرسين فقط
اما بدون توانایی معلق ماندن، این امر منحصراً در اختیار افراد باتجربه خواهد بود.